تبليغاتX
دفتر فنی مهندسی سیحون

دفتر فنی مهندسی سیحون

افسانه ای به نام زاها

 

 

اگر برادرانش می توانستند نظر خود را به وی تحمیل کنند او اکنون اولین زن فضانورد عراقی بود اما اکنون زاها حدید اولین زنی است که جایزه پریتزکر(Pritzker) را دریافت کرده است (در سال 2004) که یکی از مهمترین جایزه های جهان در زمینه معماری است زاها همچنین از ستارگان معماری قرن و جهان این امر حتی بلند پرواز ترین برادران را نیز راضی می کند .
زاها حدید( Zaha Hadid ) در 31 اکتبر 1950 در بغداد در خانواده روشنفکر و مسلمان متولد شد که در حال حاضر شهروند انگلستان می باشد . او دوره ابتدایی را در یکی از ديرهاي کاتولیک فرانسوی زبان بغداد سپری کرد او به آرزوهای ایام کودکی اش تحقق بخشید و بعد از گذراندن دوره ریاضیات در دانشگاه آمریکایی بیروت (1968-1971 ) به مدرسه معماری AA لندن رفت و بدین ترتیب وارد دنیای مردانه معماری شد او درباره ایام کودکی اش چنین می گوید : ( من یک عرب عراقی ام و هرگز نمی توانم روزی، روزهای زیبایی را که در وطن داشتم را از ذهنم بیرون کنم . کودکی من آنجا در میان منابع سرشار انسانی و تاریخی به رؤیا شبیه است .مدرسه ما لابه لای علفزار ها و در دل طبیعتی سبز بود که امروز از آن فقط خرابه هایی برجاست ... شهر بغداد در آن ایام پر از آدم های عجیب با ملیت ها و مذاهب مختلف بود و پرورش در این محیط پر از تجربه هاي متفاوت شانس بزرگی برای من بود.)
پدر زاها ، محمد فردی فعال در زمینه اقتصاد و پیشرو در حزب سوسیال دموکرات عرقی بود . مادرش شاغل نبود ولی زن فعال و پویایی بود که طراحی را به زاهای کوچک آموخت. زاها در این خانواده فرهنگی بورژوا با تمکن نسبی مالی رشد یافت.
چنانچه هر دو برادرش هم برای ادامه تحصیلات به کمبریج رفتند .کهن ترین خاطره ای که زاها را در دنیای کودکانه اش به خانه سازی و طراحی دکور برای عروسک هایش تشویق کرده بود ،خاطره بازسازی خانه عمه اش به دست یکی از دوستان معمار پدرش بود . او پس از اتمام تحصیلات به دفتر معماری مترو پولیتن پیوست و به همراه همکاران خود در OMA ، رم کولهاس (Rem Koolhaas) و الیا زنگلیس (Elia Zenghelis ) که خود این ها از بزرگان معماری جهان هستند حامیان خوبی برای زاها بودند و او را تشویق می کردند که درکش را از مفهوم فضا و مکان تقویت کند (به تدریس در مدرسه معماری AA پرداخت و بعد ها تا سال 1987 آتلیه شخصی اش را در مدرسه AA سرپرستس نمود.
زاها زنی فعال است که در عرصه مردانه معماری بسیار جسورانه رفتار می کند عرصه ای که در آن زنان سنتاً به اوج و کمال نمی رسند. معماری فدا کردن صد درصد انرژی و وقت را می طلبد. این موضوع که به اختلاط زندگی خصوصی و زندگی کاری منجر می شود. حضور در این عرصه را برای زنان دشوار می کند و شاید مجرد بودن حدید در موقعیت او تاثیر گذار بوده است. طرح ها و سازه های جدید بخصوص در دوران اولیه کارش از حیث تمرکز بر طراحی پراکندگی قطعات، سادگی و خلاصگی شان به همراه زوایای تند و خطوط پر تحرک مؤکداً از هنر و معماری انقلاب اوایل قرن اتحاد جماهیر شوروی یعنی کانستراکتیویسم و سوپره ماتیسم و نیز نقاشی های هندسی تاثیر گرفته اند.
کازیمیر مالویچ ، تئوریسین اصلی سوپره ماتیسم در سال 1928 در بیان تئوری آن چنین می گوید: ما فقط زمانی به درک فضا نایل می شویم که از زمین آزاد شویم یعنی به شکل اصلی ترین نقطه گرانش از بین برود. این رهایی از جاذبه زمین اصلی ترین ایده ای است که در آثار حدید می توان پی گرفت. این نکته در طرحی که برای کلوب پیک کشیده کاملاً مشهود است چنانچه کل بنا به شکل هواپیمایی در حال صعود از زمین ترسیم شده است. نکته جالب این است که در سال 2004 مراسم اهدای جایزه پریتزکر به حدید در شهر سن پترز بورک روسیه برگزار شد شهر زیبا با اصالتی که مالویچ در آن زیست و کار می کرد. حدید معماری است که پیوسته مرزهای معماری و طراحی شهری را گسترش می دهد . او در کارهایش با بهره گیری از مفاهیم فضایی جدیدی که تقویت کننده مناظر شهری موجود هستند زیبایی شناسی نظری (غیر عملی) را پیگیری و تجربه می کند که تمام زمینه های طراحی از طراحی شهر تا طراحی داخلی و مبلمان را در بر می گیرد با اینکه شهرت زاها حدید بیشتر بخاطر اصلی ترین کارهای ساخته شده اش می باشد اما علایق و دل مشغولی های عمده او مستلزم اشتغال همزمان وی به فعالیت حرفه ای تدریس و پژوهش است.
حدید اساس معماری را در نحوه فکر کردن به آن می داند. طرح های ساختمانی حدید که به صورت نقاشی عرضه می شوند در 25 سال گذشته نقش مهمی در تحول معماری معاصر داشته اند. این آثار در موزه ها و گالری های معروف جهان از جمله موزه گوگنهایم و موزه مدرن نیویورک به نمایش در آمده و بخشی از کلکسیون دائمی آنهاست. زاها حدید با شرکت در مسابقات متعدد طراحی افکار نوینی را به معرض نمایش گذاشته است که این نشان دهنده رویکرد آوانگارد و پیشروی وی در طراحی معماری می باشد.
او در کار خود از حرکت ایجاد فضاهای خالی و فرم های کشیده افقی استفاده می کند و در زمینه طراحی مبلمان و معماری داخلی و طرح های نمایشگاهی و تجهیزات و لوازم صحنه نمایش نیز کارهای زیادی را انجام داده است.
برای او هر ساختمان جزئی از یک محیط شهری به حساب می آید که در نهایت قرار است تمامی آنها با هم ترکیبی متناسب داشته باشند.
ساختمان های حدید تک نقطه ای نیستند و باید از زوایای مختلف درک و دیده شوند، در واقع از تعصب و دگماتیسم و مدرنیسم را با فضا و در سطوح مختلف ترکیب کرده و نهایتاً بناهایی را برای حرکت و سیلان عرضه کرده است. او همچنین این سنت را که در ساختمان فقط از زوایای 90 درجه استفاده شود کنار گذاشت. در پی ساخت دیوار های غیر عمودی به طراحی مبلمان و وسایلی برای این فضاهای ناصاف وسایل با زوایای نامتعارف (بادید معمارانه) پرداخت. شاید این گونه معماری متحرک سيال و غیر راکد، مطلقاً محور کننده فضا در یک جسم نیست بلکه به شکل مایعات منجمد و خمیری شکل منتسب به خصلت زنانه ضد دگماتیسم و محصورگر مردانه است. به همین دلیل هم سازه هایش به جای القای حس تملک تصرف استواری و تکیه بر زمین، سرکشانه میل به حرکت در فضا دارند. او به عنوان معمار و تئوریسین به بررسی طرح های شهرهای مختلف می پردازد. حديد علت شدید نوستالژیک مردم به شهر هایی چون پاریس را عدم تغییر آنها می داند.
پاریس قطعاً کمبود هایی بسیار دارد ولی برای قرون متمادی همواره محل زیبا و خاطره انگیز بوده است.
شکی نیست که پاریس زیباست اما بدون انرژی دقیقاً مثل ونیز که هنگام برگزاری فستیوال به ارتباط معماری با سایر حیطه های اجتماعی معتقد است. نسبت به تاثیر منفی مسائل سیاسی بر معماری نیویورک (بعد از 11 سپتامبر ) شدیداً معترض است.
در پاسخ به سؤال جمله نیویورک تایم اوت که چرا چاره ای معمارانه برای شهر نیویورک نمی اندیشید؟
می‌گوید: که مایل است برجی در نیویورک طراحی کند. نیویورک تاكنون هیچ بنایی از حدید نداشته است.
موفقیت زاها پس از سالها کار سخت و پیاپی حاصل شد زمانی که فردی شجاعت آن را یافت که ایده های معماری حدید را به حقیقت بدل کند. چرا که طرح های وی با وجود تحسین ها جوایزی که دریافت می کردند از زمان خود جلوتر بودند و غیر قابل اجرا به نظر می آمدند.
حدید متاثر از ساخت گرایی روسی و در تلاش برای یافتن ابزاری جدید برای نشان دادن طرح ها وراي طرح های ساده مهندسی به نقاشی روی آورد. برای به تصویر کشیدن مناسب و قابل قبول دوران پیچیده پست مدرن امروز با تمام پویایی های دائماً متغیر و ساختار های اجتماعی حدید آن باید تعریف جدیدی از فضا و مفهوم آن ارئه می شد. فضا تغییر شکل یافت، جابه جا شد، انحنا پیدا کرد.
مر کز هنر های نمایشی ابوظبی :
مرکز هنر های نمایشی نمادی از حرکت حاکم بر کالبد شهری در معابر سر پوشیده ی پیاده و گردشگاه مشرف به دریای منطقه فرهنگی است. دو جزء اولیه ی متقاطع سایت، منشعب کردن الگوریتم و رشد روند های شبیه سازی است که در بازنمایی گسترش فضایی استفاده می گردد و در مجموعه ی هندسی پایه قرار می گیرد. سپس دیاگرام ها برنامه ریزی شده و تفسیر است معماری در یک سری از دوره های متوالی به آن اضافه می شود. در این ترکیب ابتدایی تحلیل زیستی از دیاگرام های تجریدی به طراحی معماری تغییر شکل می دهد. محور های مرکزی منطقه فرهنگی ابوظبی، معبد راهرومانندی است که موزه ی طبیعی شیخ زاید تا دریا ادامه دارد.
این محور های مرکزی وتقابل آنها با گردشگاه مشرف به دریا، در جایی که جزیره شکل می گیرد مجزا می شود. کالبدهای داخل شاخص و ساختار فضاهای اصلی این مرکز معنا می یابد، یک انشعاب هندسی به وجود می آورد. دیاگرام فعل و انفعالات مسیرها، یک سیستم سازماندهی اولیه برای بنا و حرکتی از یک طرح عمومی به سمت ساختار آتی طرح را به طور کامل و صحیح مسیر می سازد. فرم تندیس گونه مرکز هنر های نمایشی از حرکات خطوط پدیدار می شود. به تدریج به درون جزئی رشد یابنده گسترش می یابد که مانند شبکه ای از شاخه ها را انشعاب متوالی است بادهای وزنده در اطراف سایت بر پیچیدگی معماری می افزاید.
بنا هایی که در ارتفاع و عمق هستند و در کالبد خود دارای نقطه های اوج چند گانه در فضاهای اجرایی می باشند . ساختار ارتجاعی مانند میوه هادر یک درخت انگور را دارند و تمامی آنها به سمت غرب و نزدیک به آب است. ارتفاع بنا به 62 متر می رسد و قسمتی از مجموعه خمیدگی ساختار از موزه ی دریایی شروع شده و به جنوب موزه گوگنهایم ابوظبی در انتهای شمالی سایت می رسد . با اینکه مرکز حجم در لبه آبی قرار دارد. مرکز هنر های نمایشی با قرار گرفتن در مرکز محور ها اعتبار بیشتری می یابد به این ترتیب ،بلوک ماتریس گونه در جاده شریانی را جدا می کند و نماهایی به سمت دریا و خط آسمان ابوظبی جلوه گر می شود . تالار کنسرت بالای چهار تئاتر کوچک قرار گرفته است و اجازه می دهد که نور روز به درون نفوذ کند و جلوه های مهیجی از دریا و خط آسمان شهر از پنجره ی عظیم آن دیده شود . سرسراهاي محلی هریک از بازدید کنندگان را به سمت دریا هدایت می کنند تا با یک دید ثابت با محیط اطرافشان ازتباط برقرار بکنند.
در قسمت شمالی بناء رستورانی با یک تراس بزرگ و سقفی سایه انداز قرار دارد که مرکزكنفرانس مجاور در بالای تئاتر را در دسترس قرار می دهد. قسمت آموزشی هنر های نمایشی در بالای تئاتر تجربی و در قسمت جنوبی قرار دارد. در همان حال در قسمت انتهایی غربی این تندیس که به تردد پیاده در بعضی مناطق یاری می رساند پلی مرکز هنر های نمایش را به ناحیه مرکزی پیوند می دهد.
طرح هایی برای هزاره جدید:
زاها حدید معمار زن معاصر از جمله معماران پیشرو در عرصه معماری است . شهرت وی به خاطر طراحی های عمیق و پر محتوا طرح هایی که القا کننده اندیشه ها و تفکرات نو در بسیاری موارد در رویکرد ساختار شکن است. وی همچنان به تغییر مرز های تعریف شده در معماری و شهر سازی پرداخته به همین علت جزو معماران ساختار شکن بشمار می رود . حدید در سال 1980 دفتر معماری خود را در لندن تاسیس نمود با وجود این طی دهه ی بعد میز او به جای پر بودن از سفارش ساخت بنا پر بود از قرارداد های تدریس، زمانی که وی در مورد مفاهیم معماری اش سخنرانی داشت سالن همایش اغلب دانشکده های معماری مشهور در حد انفجار پر می شد. وی در رقابت های بسیاری پیروز شد. طرح وی برای رستوران قله ی هنگ کنگ در سال 1983 ، حد اقل از سال 1988 که در نمایشگاه معروف ساختار شکن در موزه هنر مدرن نیویورک به نمایش در آمد طرحی نمادین شد اما هرگز ساخته نشد. اولین طرح حدید که سرانجام در سال 1993 در غالب سیمان و آهن و شیشه تحقق یافت ساخت ایستگاه آتشنشانی شرکت مبلمان ویترا در وایلام راین بود.
طرح های بعدی وی که در مسابقات شرکت کردند نیز ساخته نشدند . از جمله طرح خانه اپرای خلیج کاردیف که در سال 1994 جایزه اول را از آن خود کرد اما سرانجام پیست پرش اسکی برگیسل در انیس بروک (2002) و مرکز روزنتال برای هنرهای معاصر در سین سیناتی اوهایو (2003) آغاز موفقیت او را رقم زدند .طرح های زیادی از لابراتور پر از جنب وجوش وی خارج شد و خواهند شد .شاید سبک معماری او بیش از هر چیز مناسب قرن 21 باشد.
زاها حدید اخیراً عهده دار کرسی استادی کنزو تانگه (Kenzo Tange) در مدرسه طراحی دانشگاه هاروارد و کرسی استادی سالیوان در مدرسه معماری نولتن (Knolton) استودیوی اوهایو وکارشناس ارشد در دانشگاه کلمبیا، نیویورک ،دانشگاه هنرهای کاربردی و تزئینی وین در اتریش و دستیار درسی طراحی معماری ائروساآرینن (Eero Saarinen) دانشگاه ييل ، نیوهون تدریس نموده است .علاوه بر این او عضو افتخاری آکادمی هنر و ادبیات آمریکا و همکار انستیتوی معماری آمریکا وریس بریتیش امپایرشد. وی از سال 1982 تا 2004 موفق به دریافت هجده جایزه برتر معماری از مؤسسه معماری سراسر دنیا شده است و طراحی و نقاشی های حدید هم از سال 1983 تا 2003 به صورت نمایشگاههای طراحی در دنیا برگزار شد.
جایزه پریتزکر که در روز 31 ماه مه سال 2004 در موزه آرمیتاژ در شهر سن پترز بورگ روسیه به این معمار عراقی ـ‌ انگلیسی اعطا شد. از جمله جایزه های او عبارتند از جوایز RIBA (انستیتوی سلطنتی معماران بریتانیا) سال 2004 که در زمینه استاندارد های پیشرفته معماری که در ارتقائ کیفیت محیط محل شان سهیم و مؤثر بوده اند.
منتخب کارهای خانم زاها حدید طی سالیان اخیر:
1. ایستگاه آتشنشانی (1994) اولین کار زاها حدید
2. مرکز هنرهای معاصر (1998)
3. سین سیناتی ،اوهایو، ایالات متحده 1998
40 ساختمان نمایشگاهی آلمان و منطقه ذهن (Mind Zone) در گنبد هزاره،گرینویچ لندن انگلستان 1999
5. پارک سوار ترمینال هونهایم شمالی ،استراسبورگ فرانسه 2002
6. جایگاه اسکی پرش استرالیا و مگی سنترکرک کالدی در اسکاتلند .

سال شمار حدید:
1950: در 31 اکتبر در بغداد عراق به دنیا آمد
77-1972: در دانشکده انجمن معماری لندن به تحصیل پرداخت
1977: جایزه دیپلمای انجمن معماری را از آن خود کرد.
87-1977: در انجمن معماری به تدریس پرداخت.
88-1987 : به عنوان شریک در دفتر (Metropolitan Architecture) بارم کولهس (Rem Kolhoos) و الیازنگلیس(Elia Zenghelis) کار کرد .
1980: دفتر خود را تاسیس کرد.
1999-1987: به عنوان استاد معماری ساختار شکن درموما(MOMA) نیویورک شرکت کرد
1994: جایزه اول را در طراحی خانه اپرای خلیج کاردیف ازآن خود کرد .
2004: جایزه پریتزکر(Pritzker) را از آن خود کرد .
2006: بر پایی نمایشگاه مروری بر آثار در موزه گوگنهایم در نیویورک.
2007: بر پایی نمایشگاه در موزه طرح در لندن .
2007: دانشگاهی در مکزیک –پلی در ابوظبی یک سالن اپرای در دبی- موزه امپرسیونیسم کوپنهاگن- موزه هنر جدید دانشگاه میشیگان
2008 : پلی در راراگوزای اسپانیا
2009: آسمان خراش در مارسی
2011: مرکز ورزشی المپیک آبی لندن .
2012: مجتمع هنرها در رم (در حال ساخت)

 

 « محمودی: عضو سازمان نظام مهندسی استان بوشهر»

   

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمودی  | 

G.P.S

 

گیرنده های G.P.S و کاربرد آن ها


 

«جی. پی. اس» یا در سیستم موقعیت یاب جهانی «G.P.S – Golbal position ninny systems» یک سیستم راهبری و مسیریابی ماهواره ای است که از شبکه ای با حداقل 24 ماهواره تشکیل شده است این ماهواره ها به سفارش وزارت دفاع ایالات متحده آمریکا ساخته شده و در مدار زمین قرار داده شده اند. G.P.S در ابتدا برای مصارف نظامی تهیه شده بود ولی از سال 1980 استفاده عمومی از آن میسر و آغاز شد. خدمات این مجموعه 24 ماهواره در هر شرایط آب و هوایی و در هر نقطه از کره زمین در تمام شبانه روز در دسترس است و استفاده از آن نیز رایگان است. ماهواره های این سیستم، در مداراتی دقیق هر روز 2 بار به دور زمین می گردند و اطلاعاتی را به زمین مخابره می کنند. گیرنده های G.P.S این اطلاعات را دریافت کرده و با انجام محاسبات هندسی محل دقیق گیرنده را روی کره زمین محاسبه می کنند. در واقع اساس کار این سامانه (سیستم) فرستادن سیگنال های رادیویی با فرکانس بالا و به طور پیوسته است که زمان و مکان ماهواره را نسبت به زمین مشخص می کند و یک گیرنده ی G.P.S روی زمین با گرفتن این اطلاعات از سه ماهواره یا بیشتر آن را پردازش می کند. و موقعیت کاربر را در هر نقطه زمین در هر ساعتی از شبانه روز و در هر وضعیت آب و هوایی به او نشان می دهد. بهای گیرنده های G.P.S کاهش پیدا کرده و هم اکنون در ایران با بهای یک گوشی متوسط تلفن همراه نیز می توان آن را تهیه کرد. گیرنده G.P.S به دریافت اطلاعات هم زمان از حداقل 3 ماهواره برای محاسبه 2 بعدی و یافتن طول و عرض جغرافیایی و هم چنین دریافت اطلاعات حداقل 4 ماهواره برای یافتن مختصات سه بعدی نیازمند است. با ادامه دریافت اطلاعات از ماهواره ها گیرنده اقدام به محاسبه سرعت، جهت، مسیر پیموده شده، فواصل طی شده، فاصله باقی مانده تا مقصد، زمان طلوع و غروب خورشید و بسیاری اطلاعات مفید دیگر می نماید. 24 ماهواره G.P.S در مدارهایی به فاصله 36600 کیلومتری از سطح دریا گردش می کنند هر ماهواره دقیقاً طی 12 ساعت با سرعت 11 هزار کیلومتر بر ساعت یک دور کامل به دور زمین می گردد. این ماهواره ها نیروی خود را از خورشید می گیرند ولی باتری هایی نیز برای زمان های خورشید گرفتگی و یا مواقعی که در سایر زمین حرکت می کنند به همراه دارند. راکت های کوچکی نیز ماهواره ها را در مسیر درست نگاه می دارند به این ماهواره ها NAVSTAR نیز گفته می شود. به برخی از مشخصه های جالب این سیستم اشاره می کنیم.
1.اولین ماهواره G.P.S در سال 1978 در مدار زمین قرار گرفت.
2.در سال 1994 شبکه 24 عددی NAVSTAR تکمیل شد.
3.عمر هر ماهواره حدود 10 سال است که پس از آن جایگزین می گردد.
4. هر ماهواره حدود 2000 پاوند «907 کیلوگرم» وزن دارد. و در ازای باتری های خورشیدی آن 5/5 متر است.
5.انرژی مصرف هر ماهواره کمتر از 50 وات می باشد.
امروزه در کشورهای توسعه یافته از این سیستم جهت کمک به راهبری خودرو، کشتی و انواع وسایل نقلیه ی دیگر بهره گیری می شود. برای نمونه می توان از G.P.S مسیر نزدیک ترین پمپ بنزین، تعمیرگاه و یا ایستگاه قطار را پرسید و مسیر پیشنهادی را دنبال کرد. دقت مکان یابی این سیستم در حد چند متر است که بسته به کیفیت گیرنده تغییر می کند. از سیستم مکان یاب جهانی می توان در کارهایی چون نقشه برداری و مساحی، پروژه های عمرانی، کوهنوردی، کایت سواری، سفر در مناطق ناشناخته، کشتی رانی و قایقرانی، عملیات نجات هنگام وقوع سیل و زمین لرزه و هر فعالیت دیگر که نیازمند محل یابی باشد بهره برد. علاوه بر G.P.S در سیستم کما بیش مشابه دیگر نیز وجود دارد: سیستم «گلوناس» که دولت شوروی ساخته و اکنون به دست کشور روسیه اداره می شود. و سیستم «گالیله [موقعیت یاب گالیله]» که کشورهای اروپای آن را برای وابسته نبودن به سیستم آمریکایی G.P.S ساخته اند.
انواع گیرنده های «G.P.S»
1.گیرنده ی بیسیک (Basic): این گیرنده ها در واقع از ساده ترین و کم قیمت ترین گونه ها هستند. (اغلب کمتر از 100 دلار آمریکا) یک گیرنده بیسیک (پایه) می توان بسیار دقیق تر از گیرنده های گران قیمت باشد. اما باید این مسأله را هم در نظر داشت که این گیرنده ها بسیاری از ویژگی های دستگاه های گران قیمت را ندارند ویژگی قابل توجهی که کمبود آن بیشتر حس می شود. قابلیت نقشه برداری یا MAPPING است. که بعداً شرح داده خواهد شد. تعدادی از امکانات این گیرنده ها عبارتند از:
1.موقعیت یابی
2.تعیین جهت، با یک قطب نمای الکتریکی
3.تعیین ارتفاع از سطح دریاهای آزاد
4.زمان دقیق
5.موقعیت ماهواره ها و قدرت سیگنال
6.توانایی محاسبه ی مسافت پیموده شده
7.توانایی ذخیره سازی مسیر پیموده شده
8.توانایی هدایت و مسیر یابی
9.یافتن مسیری که در گذشته آن را پیموده اید.
2.گیرنده های دستی جی. پی. اس G.P.S ـ نقشه بردار: از نام این گیرنده مشخص است که گیرنده ی نقشه بردار از قابلیت نمایش نقشه برخوردار است این گیرنده ها ابعاد بزرگ تری نسبت به گیرنده های قبلی دارند با اتصال این گیرنده به یک رایانه شخصی نقشه دلخواه تان را به گیرنده می دهید جزئیات نقشه نیز بستگی به اندازه و نیز رزولوشن نمایشگر دارد. این گیرنده ها فشار سنج، قطب نمای الکتریکی، بازی و سال نامه هم دارند. اگر چه این گیرنده ها باید خیلی گران قیمت تر از نمونه های قبلی باشند ولی افزایش قیمت نسبتاً کمی دارند و افزودن یک نمایشگر بزرگ تر برای شرکت تولید کنننده هزینه ی زیادی را در برندارد. قیمت این گیرنده ها از 150 دلار شروع می شود به بالا.
نقشه هایی که قابلیت بار کردن (upload) داشته باشند در یک سی دی قرار دارند که در هنگام خرید دستگاه به شما داده می شود. با استفاده از نصب نرم افزار نقشه در رایانه شخصی خود می توانید به انتخاب یک یا چند مسیر بپردازید و بعد از علامت گذاری نقشه آن را به گیرنده ی نقشه بردار خود بدهید. ولی در این میان باید توجه کرد که دستگاه های دستی، ظرفیت محدودی دارند و تنها مقدار مشخصی از اطلاعات را می توانید در آن ها ذخیره کنید. مدل هایی از این گیرنده ها وجود دارند که می توان به آن ها کارت حافظه اضافه کرد «که معمولاً از حافظه ی SD یا از حافظه ی CF استفاده مي شود» پس اگر به ذخیره ی مقدار بیشتری از اطلاعات نیاز دارید به یک کارت حافظه هم احتیاج پیدا می کنید.
3.گیرنده های G.P.S برای خودرو: این گیرنده ها بزرگ تر از گیرنده های دستی هستند و نمایشگری نسبتاً بزرگ دارند تا راننده در هنگام رانندگی به سادگی آن را بخواند و با استفاده از برق خودرو کار می کند. از قابلیت دستگاه این است که به راننده اجازه می دهد بدون اینکه چشم از جاده بردارد با گوش دادن به صدای دستگاه طبق نقشه پیش برود. قیمت این دستگاه از 500 دلار آمریکا شروع می شود تا به بالا.... بسیاری از کارخانه های خودرو به سفارش مشتری یک دستگاه G.P.S به خودرو نصب
می کنند.
4.گیرنده های G.P.Sبرای یک دستگاه پی.دی. آ P.D.A:
برتری استفاده از یک دستگاه (P.D.A) به عنوان یک G.P.S نمایشگری بزرگ است که افزون بر راحتی در مطالعه نقشه، جزئیات بیشتری را نیز قابل مشاهده می سازد. برای استفاده از یک دستگاه (P.D.A) به عنوان G.P.S و اتصال P.D.A به گیرنده ی G.P.S چندین راه مختلف وجود دارد.
1.استفاده از Sleeve: وسیله ای است که با قرار دادن P.D.A در آن عملکردهای متفاوتی را
می توان برای P.D.A فراهم ساخت برای این کار به حافظه ی CF و یا اسلات PCMCIAC هم احتیاج داریم یک Sleeve می تواند کارت حافظه ی اضافی، باتری اضافی، یک دوربین و یک تلفن را به دستگاه شما متصل کند و مهم تر از آن می تواند به عنوان یک گیرنده G.P.S برای دستگاه شما عمل کند.
2.حافظه ی CF: یکی از حافظه های متداول برای P.D.A است که می توان مستقیماً به وسیله ی اسلات مخصوصی CF که در پی. دی. آ (P.D.A) وجود دارد یا با استفاده از Sleeve به دستگاه متصل شود.
3.بلوتوث (Bluetooth) جی. پی. اس:
فناوری بلوتوث این اجازه را به ما می دهد تا ارتباطی بدون سیم را بین چند دستگاه فراهم کنیم. مثلاً می توانیم P.D.A خود را در دست گرفته و به گیرنده G.P.S که در کوله پشتی مان قرار دارد به صورت بی سیم متصل شویم.
4.اتصال P.D.A به گیرنده ی دستی G.P.S با استفاده از کابل.
5.اتصال P.D.A به گیرنده G.P.S خودرو با استفاده از کابل
6.گیرنده ی G.P.S برای رایانه کیفی (نت بوک).
چیزهایی که قبل از استفاده از یک گیرنده ی G.P.S باید بدانید این است که توصیه شده است در زمانی که از یک گیرنده G.P.S استفاده می کنید یک نقشه ی کاغذی و یک قطب نما همراه داشته باشید اگر در مکان ناشناخته ای باشید و ناگهان متوجه شوید گیرنده ی G.P.S شما آسیب دیده است یا شرایط جوی بسیار نامناسبی پیش آمده است یا طوفان های خورشیدی باعث کار نکردن ماهواره های G.P.S شده اند چه کار می کنید؟
شما همواره باید یک نسخه پشتیبان از مسیر پیموده شده داشته باشید هم چنین نقشه ی کاغذی و قطب نمای مغناطیسی دیگر احتیاجی به باتری ندارند و اگر باتری دستگاه های الکترونیکی شما تمام شوند این راهنمایان قدیمی به یاری شما خواهند شتافت. از طرف دیگر با داشتن یک نقشه کاغذی کار شما هم ساده تر می شود. (حتی اگر گیرنده ی شما نقشه بردار باشد) و با یک نگاه کلی تصویر بزرگ تری از هر منطقه ای که در آن هستید و یا می خواهید به آن سفر کنید به دست می آورید.

                     

 « محمودی: عضو سازمان نظام مهندسی استان بوشهر»

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمودی  | 

معماری

 

تعریف فضای معماری

 

وقتی که صحبت از فضای معماری می شود، چه نوع فضایی را تجسم می کنید؟ « فضای معماری فضایی محصور میان چهار دیوار است که سقفی بر روی آن قرار دارد.» شاید این جواب نزدیک به جوابی باشد که در ذهن بسیار نقش می بندد. لویی کان نیز فضای معماری را مکانی می دانست که محصور میان چهار دیوار و یک سقف و یک کف باشد.

اینگونه برداشت از فضا برخواسته از نوع سنت معماری است که لوی کان از آن برخواسته است. طبیعت معماری سنگی و آجری فضایی محدود میان چهار دیوار را ایجاب می کند، هرچند این تعریف با فرهنگ معماری ایرانی نیز شباهت­هایی را دارد و از دیدما تعریف قابل قبولی بنماید، ولی وقتی این تعریف وارد ژاپن با فرهنگ معماری چوبی شد، دیگر پاسخگو نبود. زیرا که فرهنگ معماری چوبی ژاپن این اجازه را به انسان می داده بود تا ساختمان را برروی ستون بنا کرده و فضایی عاری ازدیوار را خلق کند.

وقتی به یک معبد در ژاپن نگاه می کنیم، هرچه جستجو خواهیم کرد، نمی توانیم ساختمانی را بیابیم، تنها چیزی که می توان دید سقف هایی بر روی ستونها هستند، چیزی مانند سایه بان. بعد ها درمی یابیم که این برداشت، برخواسته ازاین پیش زمینه های ذهنی درما است که برای درک ساختمان وجود دیوار را شرط لازم می دانیم.

معماران مدرنیست ژاپنی نیز خیلی سریع در میابند که نمی توانند با تعاریف معماری غربی معماری سنتی و بومی ژاپن را تعریف کنند و تلاش های مختلفی در جهت ارائه تعریف فضا بر اساس فرهنگ ژاپنی انجام می دهند.

تعریفی که کیونوری کیوکوتاکه از بنیان گذاران مکتب متابوریسم ارائه می دهد را اینجا معرفی می کنم.

او معتقد است که نوع درک فضا و ارائه تعریف از فضا تابعی از نوع فرهنگ و تمدنی است که ارائه دهنده تعریف از آن بر خواسته است. و خود او تعریفی را برای توضیح فضا از منظر یک ژاپنی ارائه می دهد.

بر اساس تعریف او این ستون است که فضا را ایجاد می کند. به عبارتی برای خلق فضا کافی است که شما یک ستون را بنا کنید. در اطراف آن میدانی از فضا (مانند میدان الکتریکی که در اطراف یک سیم ایجاد می شود) به وجود خواهد آمد. که قدرت این میدان متناسب با قطر ستون بوده وهرچه فاصله تا ستون کمتر باشد فضا را قوی تر می توان حس کرد. عناصر دیگر معماری مانند سقف و کف نقش محدود کننده این فضا را دارند. یعنی وقتی که ستون بر روی یک کف مشخص قرار می گیرد فضای نامحدود اطراف ستون محدود بر روی آن کف می شود. بنابراین براساس این تفکر ژاپنی، ساخت یک فضای معماری محدود با دو عنصر حداقلی ستون و کف یا سقق امکان پذیر است.

در هر دو تعریف غربی و شرقی از فضای معماری ، عنصر کف ، سقف دیوار، ستون نقش باز می کنند که همه آنها با توجه به نیروی جاذبه زمین معنا یافته اند. و اگر نیروی جاذبه وجود نداشته باشد. هیچ تفاوتی میان این عناصر وجود نخواهد داشت. دقیقا مانند شرایطی که در ایستگاه فضایی حاکم است. به راستی تعریف فضای معماری در چنین شرایطی چگونه خواهد بود؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمودی  | 

معمار مقبره ها و یادها

   

معمار مقبره ها و یادها

 


  مهندس هوشنگ سيحون، معمار و طراح

  • متولد سال ۱۲۹۹ تهران
  • فارغ التحصيل دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران
  • دانش آموخته دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) درمعمارى
  • رئيس دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران يك دوره
  • تدريس معمارى در دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران
  • عضو انجمن شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مركزى تمام دانشگاههاى ايران و كميته بين المللى «ايكوموس» (وابسته به يونسكو) پيش ازانقلاب
  • چاپ ۳ كتاب معمارى سيحون، نگاهى به ايران (نقاشى هاى سياه قلم) و (نيم قرن آثار معمارى ونقاشى سيحون)
  • برگزارى نمايشگاهى مشترك با« پابلوپيكاسو » و « سالوادور دالى» در ماساچوست آمريكا ۱۹۷۲
  • شهروند افتخارى فرانسه
  • تهيه فيلمى درباره آرامگاه بوعلى سينا به كارگردانى اميرشمخانى
  • داراى نمايشگاه دائمى در كلكسيون دانشگاههاى هاروارد، ام آى تى، دانشگاه واشنگتن و بركلى
  • طراح و اجراى تعدادى از مهم ترين بناهاى يادبودى و صنعتى و شخصى درايران مانند آرامگاه بوعلى سينا (همدان)، مقبره عمرخيام نيشابور، مقبره و موزه نادرشاه (مشهد)، مقبره كمال الملك، بانك سپه تهران و...

 

 مهندس هوشنگ سيحون در سال ۱۲۹۹ و در خانواده اى اهل موسيقى به دنيا مى آيد.  پدر بزرگ او  ميرزا عبدالله  بنيانگذار موسيقى سنتى و معروف به پدر موسيقى سنتى ايران بوده است و مادرش مولود خانم از نوازندگان تار و سه تار و معلم زنده ياد احد عبادى كه دايى سيحون به حساب مى آيد. او بعد از راهيابى به دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران استعداد خود را از نقاشى به معمارى توسعه مى دهد و به دعوت آندره گدار (رئيس اداره باستان شناسى وقت ايران) براى ادامه تحصيل راهى پاريس و دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) مى شود و حدود ۳ سال تحت تعليم اوتلو زاوارونى  به تكميل دانش معمارى خود مى پردازد و در سال ۱۹۴۹ به درجه دكتراى هنرمى رسد.مهندس سيحون بعداز طراحى و اجراى آرامگاه بوعلى سينا (همدان ) پروژه هاى زيادى را طراحى و اجرا مى كند كه از جمله آنها مى توان به مقبره عمرخيام (نيشابور)، مقبره كمال الملك (نيشابور)، مقبره و موزه نادرشاه افشار (مشهد)، مجلس شوراى ملى، موزه توس (مقبره فردوسى )، كارخانه نخ ريسى كوروس اخوان، كارخانه آرد مرشدى، سازمان نقشه بردارى كل كشور، بانك سپه (توپخانه )، مجتمع آموزشى ياغچى آباد ، سينما آسيا، سينما سانترال، كارخانه كانادادراى (زمزم فعلى ) در تهران و اهواز ، كارخانه يخ سازى كورس اخوان و حدود ۱۵۰ خانه و ويلاى خصوصى براى شخصيت هاى مشهور آن زمان اشاره كرد كه تقريباً همه به اقتضاى كانسپتى كه داشته اند از مصالح ساده و مقاوم محلى تشكيل شده اند و آموزه هاى كلاسيك بوزار پاريس در آنها پياده شده است.  سيحون همچنين در طول آن سالها عضو شوراى ملى باستان شناسى، شوراى عالى شهرسازى، شوراى مركزى تمام دانشگاههاى ايران و كميته بين المللى ايكوموس (Icomos) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤوليت مرمت تمام بناهاى تاريخى ايران رابرعهده داشته است.
  از ديگر مسؤوليت هاى مهم اين معمار و مهندس ايرانى، يكى هم رياست دانشكده هنرهاى زيباى دانشگاه تهران در يك دوره و سالها تدريس معمارى دراين دانشكده بوده است كه در آن دوره شاگردان به نسبت موفقى تربيت مى شود.
  مهندس هوشنگ سيحون بيش از دو دهه است كه در ونكوور (كانادا) زندگى مى كند و در آنجا به طراحى و نقاشى و تعليم هنر مشغول است و هر از گاهى بزرگداشتى از سوى برخى مجامع خصوصى و دولتى و دانشگاهى خارج از كشور براى او برگزار مى شود.  نخستين اثرى كه مهندس سيحون ازخود به جا گذاشته ، آرامگاه بوعلى سيناى همدان است كه طرح آن در ۲۵سالگى و هنگام تحصيل در دانشكده هنرهاى زيباى پاريس (بوزار) ارائه مى دهد و درمسابقه اى كه « انجمن آثار ملى» آن زمان به مناسبت بزرگداشت هزاره بوعلى سينا از سوى يونسكو برپا مى كند، جايزه اول را به دست مى آورد. جايزه اى كه ساختن مقبره بوعلى سينا بود و ساختمانى كه در ۲۸ سالگى او آغاز و در سى سالگى اش به پايان رسيد. وقتى سال گذشته و در يك گفت وگوى اختصاصى از مهندس سيحون پرسيدم كه: چطور آن همه عبارت پراكنده ونمادها ونمودهاى تاريخى هم روزگار را دريك ساختار پلى فونيك گنجانديد، كه در نهايت از آن يك صداى اركسترال و هماهنگ به چشم و گوش بيننده برسد؟ » اوپاسخ داد: « آرامگاه بوعلى تنها يك آرامگاه يا مقبره نيست، بلكه آرامگاه يا مقبره جزئى ازكل است كه يادبود بوعلى است. من خواسته ام با عوامل و عناصر معمارى چه از نظر شكلى وچه از نظر عددى، از راه نماد و سمبل، شخصيت بوعلى را بيان كنم.  و اين موضوع در ايران يا ساير جاها معمول نبوده است. شكى نيست كه براى هماهنگ كردن اين عناصر ممارست و پيگيرى ومطالعه فراوان لازم است كه در موقع خود سعى كرده ام كوتاهى نكنم.  پس با يك نوع دانش فراگير در تركيب و تلفيق اين عناصر كوشش خود را به كار برده ام تا چيزى به دست بيايد كه در برابر ديد شما است.  اين را هم بگويم كه در تمام كارهايم جزئيات، هر قدر بى اهميت، از ذهن من دور نبودو به فراموشى سپرده نشده است.
در اين گفت وگوى طولانى كه قرار بود در كتابى بيايد مهندس سيحون در پاسخ به پرسشى كه از او درباره توصيف چشم انداز كلى آثار نوستالژيك اش مى كنم، چنين مى گويد:« بارها و بارها به هنرجويان خودم كه در حقيقت ياران هنرى من هستند گفته ام: ما از دو هزار و پانصد سال پيش تا به امروز پيشكسوتانى داشته ايم كه براى ما بى اندازه گرامى و محترمند. رسالت، به ما حكم مى كند كه امروز كارهايى را كه در عالم معمارى وهنر از هر نوع انجام مى دهيم عميقاً در جايگاهى باشند كه درمقابل اين پيشكسوتان خجل و شرمنده نباشيم. بنابراين با تمام وجود و عشق بى پايان دست به كار شويم تابه نتيجه مطلوب برسيم. به اين كارها كه نام برديد (آرامگاه بوعلى سينا، خيام، كمال الملك، نادرشاه و...) با خاطراتى پر از شور و هيجان نگاه مى كنم و به نظرم مى رسد كه چقدر نگفته ها دارم كه بايدگفته مى شد و افسوس كه نيمه كاره ماند. در پديد آوردن اين كارها هدفم ابداً تقليدگذشته نبوده است، بلكه روح و جان ايران مطرح بوده است كه با ابزار امروزى بايد شكل مى گرفت وخودنمايى مى كرد.»
    او همچنين به اين پرسش كه « اگر مى خواستيد با همان روحيه به معمارى بپردازيد و مجبور به ترك ايران نمى شديد، پروژه بعدى تان چه بود وچه مى توانست باشد؟  چنين پاسخ مى دهد: در پاسخ اين سؤال بايد بگويم كه موضوع يا پروژه خاصى مورد توجهم نيست. اما آنقدر ايده ها و حجم ها و شكلهاى متعدد در ذهنم مى جوشد و در حركت است كه گفتنى نيست و متأسفم چرا امكان پياده كردن آنها روى خاك كشورم مقدور نيست. حيف و صدحيف

اين اواخر و بعد از دو دهه سكوت و سردرگمى، پيشنهادهايى دوباره به مهندس سيحون شد كه به ايران بازگردد و به طراحى و اجراى آثار مونومنتال ديگرى بپردازد كه او هرگز قبول نكرد و فكر كردن به ايران در غربت را به كلنجار رفتن درخاك كشورش ترجيح داد. يكى از آن پروژه هايى كه خود من واسطه پيشنهاد آن به اين مهندس ارجمند شدم، پيشنهاد طراحى موزه اى با روحيه ساختمانى آرامگاه بوعلى سينا در همدان بود كه پذيرفت و اجراى آن را مشروط به نظارت من بر حسن اجراى طرح كرد، كه اين بار پيشنهاد دهندگان نپذيرفتند وبهانآوردند! وقتى از مهندس سيحون پرسيدم كه آيا هنوز خودتان را به لحاظ عاطفى يك شهروند ايرانى مى دانيد يا نه؟ و آيا هنوز تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى اين كشور برايتان مهم و جالب هست يا نه؟ او در پاسخ به اين آخرين پرسش ام چنين مى گويد: افتخار مى كنم كه ايرانى هستم و افتخار مى كنم كه درموقع تولد، ايران عزيز به من اين امكان را داده است كه پايم را روى خاك مقدسش بگذارم. هيچ گله اى از هيچ كس ندارم و مى دانم بى مهرى ها قطعاً از روى عدم آگاهى نسبت به درون و ضمير من بودهاست

تمام تحولات فرهنگى و هنرى و اجتماعى كشورم دقيقاً مورد توجهم مى باشند. كوچكترين تصرف، كوچكترين ناملايمتى، كوچكترين خرابى نسبت به آثار ايران آنچنان تأثير نامطلوبى در قلبم مى گذارد كه قادر به بيان آن نيستم.   بعضى دخل و تصرفات در آثار اصفهان و يزد و ساير شهرها كه پر از شاهكارها هستند شديداً مرا متأثر و متأسف مى كند. به طورى كه حس مى كنم يك قسمت از وجود ايرانم را مجروح كرده اند و زخم زده اند. به هر حال خودم را فدايى آن سرزمين مى دانم و برايش آرزوى پيشرفت و بارورى دارم.

يكى از مهمترين رويدادها در زندگى هنرى مهندس سيحون كه دائم روى آن تأكيد مى شود، نمايشگاه هاى مشترك سيحون و پابلو پيكاسو غول هنر قرن بيستم است. در نخستين نمايشگاه مشترك اين دو هنرمند كه در سالهاى دهه پنجاه در تهران و در گالرى دولتى مهرشاه برگزار مى شود، تنها يك بشقاب سراميك خريدارى شده از آثار پيكاسو به نمايش درمى آيد و باقى آثار مربوط و متعلق به سيحون است. برگزارى چنين نمايشگاه به اصطلاح مشتركى و آن هم با چنين عنوانى شايد در تاريخ هنر جهان بى سابقه بوده باشد! داستان نمايشگاههاى مشترك سيحون وپيكاسو به همان نمايشگاه معروف ختم نمى شود و بار ديگر در ماساچوست آمريكا و اين بار با همراهى آثارى از سالوادور دالى برگزار مى شود. در اين نمايشگاه انگار برخى از منتقدان آمريكايى چنان كه مى گويند از كلاف هاى سردرگم سيحون و بافه هاى خط او استقبال مى كنند و از آنها به عنوان آثارى با ارزش و به ياد ماندنى ياد مى كنند.

 

نگاهی به کارنامه هوشنگ سیحون

سال‌هاي 1328 - 1333

منزل و مطب دكتر فرهاد، منزل آقاي بابك، ساختمان پست فشار قوي، ساختمان اداري مركز برق، منزل سرلشكر فيروز، دفتر هوشنگ سيحون و خوابگاه‌ها و گاراژهاي آتش‌نشاني در تهران و ساخمان آرامگاه بوعلي در همدان.

 

سال‌هاي 1332 - 1335

منزل آقاي شيبان (دروس)، منزل آقاي محمدي (تپه اماميه)، منزل آقاي مقدم (تپه اماميه)، سازمان نقشه‌برداري كل كشور (جاده قديم كرج)، آرامگاه نادر (مشهد)، كارخانه يخ‌سازي و ريسندگي كورس (جاده شهر ري)، كارخانه كانادادراي (خيابان آزادي)، پرورشگاه كودكان (خيابان وليعصر)، سينما آسيا (خيابان جمهوري)

 

سال‌هاي 1335 - 1340

سينما سانترال (تهران)، كارخانه كانادادراي (آبادان)، لابراتوار عبيدي و شركا (جاده قديم شميران)، منزل آقاي بشارت (الهيه)، منزل آقاي فرازيان (زرگنده)،‌منزل دكتر كاظمي (شميران)، منزل خانم ابتهاج (زعفرانيه)، مجموعه ويلاهاي آقاسي‌پور (پاسداران)، منزل آقاي هدايت (دروس)، مجموعه ويلاهاي ايپك چي (حصارك)، كتابخانه مجلس شوراي ملي با همكاري محسن فروغي، كيقباد ظفر بختيار و علي صادق، آرامگاه خيام (نيشابور)، آرامگاه كمال‌الملك (نيشابور)

 

سال‌هاي 1340 - 1345

تجديد بناي آرامگاه فردوسي (طوس)، بناهاي اطراف آرامگاه فردوسي (طوس)

 

سال‌هاي 1345 - 1350

منزل دولت‌آبادي (نياوران)، ساختمان مركزي بانك سپه (تهران)، منزل سيحون (دروس)، مجتمع آموزشي فرح (جاده آرامگاه)، ضلع جديد بيمارستان ميثاقيه (تهران)

 

از سال 1350 به بعد

 بازارچه ميرچخماق (يزد)، منزل سيحون (در كلكان در راه شمشك)

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمودی  | 

دفتر سیحون ( برازجان )

 

به نام معمار هستی   

     

انتخاب نام سیحون برای این دفتر فنی مهندسی در شهر برازجان به پاس یک عمر تلاش بی

وقفیه استاد  مهندس هوشنگ سیحون یکی از چهرهای ماندگار علم وهنراین مرزوبوم  بوده

است امیدواریم  دفتر فنی مهندسی سیحون  بتواند  یک  گام بلند  در راه هر چه  بهتر  شدن

معماری و عمران این شهر قدم بردارد.

 

 

               

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمودی  |